15_9_14.gifسلام خوبيد...اتفاق خاصی نيفتاده که بنويسم 31.gif...پس يه خاطره ميگم و ميرم...

يه بار با يکی از دخترای فاميلمون رفته بودم خريد...جای که ازش خريد می کرديم يه پاساژ بود که از دو طرف ابتدا و انتهاش ميشد رفت و امد کرد...و در وروديش هم جايگاه مخصوص عبور ويلچر داشت يه سر بالای بدون مانع... ما با هم کمی خريد کرديم و يکمم مغازه ها رو نيگا کرديم بعدشم گفتيم برگرديم خونه...دست من يه پاکت بود که توش ماست و ابليمو گذاشته بودم... همينطور که با هم حرف ميزديم و ميومديم دم در پاساژ يه خانومی توجهم رو جلب کرد11.gif...بی اغراق بگم خانومه ۱۷۰ يا ۱۸۰ کيلو وزنش بود يه مانتو از اين خفاشی ها هم پوشيده بود يه ارايشم کرده بود که فقط می تونم بگم خفن براش کم بود...ابرو ها شمشير ...يه نيم متر بين چشمو ابروش فاصله بود که با سايه سبز و قرمز و ابی و بنفش و...پر کرده بود ... کمی پايينتر دو تا چشم ابی تو صورت گندمی وجود داشت که اصلا معلوم نبود لنزه...اصلا ...اصلانا ...فقط يکم تابلو بود... بعد يه بينی از اين عقابيای خوب حس گرفته... بين لبو بينيش يه محوطه سبز رنگ که با کرم سفيد کننده ماست مالی شده بود26.gif...يکی نبود بگه اون سيبيلهارو واسه خوشگلی اونجا گذاشتی يا اينکه وايستادی شوهر کردی برداری تا يهو به رو بيای....البته نه به ابرو نه به اون سيبيلای پشت لبش....جالب اينجا بود که اين افراد به دليل وزن بالا زود عرق می کنن و اون خانوم هم حسابی عرق کرده بود و تمام پنکک و سفيد کننده ای که زده بود با عرقش امده بود پايين سر سيبيلهاش منگوله شده بود26.gif ... بگذريم داشتم چهره نگاری می کردم خلاصه اينکه بعد از اون محوطه سبز به لباش ميرسيديم که دوتا خط صاف رو هم بود قيطونی قيطونی 19.gif...اما با کمک معجزه رژ لب و خط لب يه لب واسه خودش درست کرده بود قلوه ای10.gif( حالا من از کجا فهميدم قيطونيه...اخه لب قلوه ای که نيم متر باز نميشه ...ميشه؟ ) بعدشم باز اون عرق کردنش کار دستش داده بود...و اختتاميه اون قيافه يه غبغب بود اين هوا....بعدشم يه روسری سرش کرده بود در ابعاد ۲۰ در ۳۰ سانتی متر...يه وجبم موهاشو داده بود بالا و يکی دوتا طره ريخته بود رو پيشونيش خلاصه که لعبتی بود واسه خودش....26.gif (ببخشيد از شکل ديگه ای استفاده نمی کنم اخه حس ديگه ای ندارم) تازه از تیپش نگفتم بعد از اون مانتو خفاشی که واسش حکم اين مانتو باربی ها رو داشت دامن تنش کرده بود (چون فک نمی کنم شلواری تو اون ابعاد پيدا بشه) ...اتفاقا بدم نبود...مد پيارسال رو با مد ۱۰ سال پيش قاطی کرده بود واسه قشنگی ...مگه ايراد داره 26.gif پشت دامنش يه چاک داشت که 11.gif ولش کن بی خيال ميشم ...بعدش کفش پاش کرده بود از اين پاشنه تخم مرغی ها که اصلا نمی تونست باهاشون راه بره ولی خوب انصافا حق بديد ديگه اگه اين کفشارو نمی پوشيد تیپش بد ميشد26.gifجالب اينجا بود که هر قدمی که بر می داشت مث ژله تمام هيکلش تکون می خورد 18.gif تا اينجاش ميگم هيچی خنده دار نبود اما چيزی که باعث خاطره شدن اين ماجرا شد اين بود که خانومه شديد سعی داشت توجه يه پسره تو مايه های تام کروز رو به خودش جلب کنه...07.gif چطوری؟... مبايل...نمی دونم تا حالا ديديد کسی رو که مثلا با يکی اونور خط دعواش شده و تو خيابون داره باهاش بحث ميکنه...(به علت طولانی شدن خودتون تجسم کنيد)... اخرش اينکه دختره بلند بلند داشت هوار ميکشيد تو گوشی و مثلا با دوس پسرش دعوا می کرد تو اين بين هم يه لحظه از اون پسر خوش تیپه غافل نبود و هی واسش عشوه خرکی می اومد26.gif منو فاميلم هم کرممون گرفت از راه ويلچر خور بيايم پايين که حالشو ببريم تو وسط راه بوديم که يهو پای دختره نمی دونم به چی گير کرد يا کفشش مشکل داشت خلاصه اينکه دقيقا پايين همون مسير ما يکدفه خورد زمين و ماليده شد به سنگ فرش اونم دمر..با اون چاک دامنش11.gif...بازم از شرح کامل معذورم چون مورد داره اما منو ميگی ديگه از حالت طبيعی خارج شدم و خنده ام گرفت18.gif ...اونم چه خنده ای ... من يه عادت بدی دارم اونم اينه که تو خنده که خيلی شديد باشه دست و پام سست ميشه...خوب عاقبت اون خنده منم به سست شدن دست و پام و در نتيجه افتادن پاکت توی دستم ختم شد ...بعدشم که ظرف ماست برگشت و شيشه ابليمو هم شکست و ... مخلوط ماست و ابليمو ريخت رو خانومه ... من ديگه نشستم روی همون سراشيبيه...ای می خنديدم18.gif کلی ادم هم دورمون جمع شده بودن ...خانومه پخش زمين شده بود ...دو٬ سه نفر داشتن منو بلند می کردن. منم شکر خدا زود به خودم امدم و با عجله از اونجا در رفتم البته فاميلمون دستمو می کشيد و ميبرد و بهم فحش ميداد که بدو ديگه الان مياد...مون ميده 26.gif بعيدم نبود...اون سليطه ای که من ديدم...04.gif خلاصه تا مدتها بعد اين موضوع جوک محله شده بود...منم که تابلو 08.gif اما اين خاطره نتيجه گير هم داشت :اينکه ما اونروز شام ماست نداشتيم02.gif17.gif

بای تا بعد..04.gif14.gif09.gif

/ 0 نظر / 10 بازدید