15_9_17.gif سلام 02.gif

می خواستم يه مطلب خنده دار بنويسم امانمی تونم ... اخه حسشو ندارم.... چرا 06.gif با البالو دعوام شده 17.gif الان باهاش قهر کردم 02.gif کل دعوامون پنج دقيقه طول کشيد... البالو يه حرفی زد که يه دقيقه طول کشيد منم چهار دقيقه داد و بيداد کردم بعدشم قهر کردم 17.gif

دانشگاهم نرفتم هنوز 04.gif ... تازه امروز يادم افتاد استادا برنامه کل ترمو تو جلسه اول ميگن19.gif...حالا يه هفته مونده به اخر ترم تازه می فهمم مثلا از فلان درس يه تحقيق ۳۰ صفحه ای داشتيم که چهار نمره داشته 17.gif (منم نه همه نمره هام ۲۰ به بالاست اصلا محتاج اين چهار نمره نيستم که 14.gif17.gif)

امروز داشتم پرينتم رو نيگاه می کردم يه مطلب خنده دار به چشمم خورد 18.gif جاتون خالی کلی خنديدم و حالشو بردم 05.gif چی بود 06.gif من اخر ترم تو يه روز سه تا امتحان دارم 26.gif17.gif17.gif خلاصه که کلی خنديدم 26.gif

ديروز رفته بودم خونه بابای البالو...(تلوزيونشون رو اورديم) ... خواهر کوچيکه البالو کنکوريه از الان داره می خوانه ...تا منو ديده ميگه چه عجب اينورا امديد 14.gifاينه ديگه ...بعدشم يه فيلم سينمای ديديم...بازيگر :ايدين ...کارگردان:ايدين دستيار تهيه کننده :ايدين ...تماشاگر: منو خواهر کوچيکه البالو 15.gif  تدارکات :بازم ما دو تا 34.gifاسم فيلمش هم اين بود: من اب می خواهم 12.gif

36_1_15.gif اينم عکس سر در سينما (عکس پرده) 15.gif

ماجراش چی بود...من تازه رسيده بودم و داشتم به مامان ايدين می گفتم تو برو من حواسم بهش هس... اونم به اطمينان من رفت ...منم تازه نشسته بودم و خواهر کوچيکه داشت واسه جفتمون چای می ريخت 32.gif که ايدين از خواب بيدار شد با اين قيافه 16.gif من: واييييييييييی سلام جيگر ...خوبی نانازم  08.gif ايدين: من اب می خوام 02.gif من : چشم الان برات ميارم ... چند دقيقه بعد يه ليوان اب گرفتم طرفش که اينطوری شد 17.gif من:چيه ؟! مگه اب نمی خواستی...33.gif ايدين : نــــــــــــــــــه ٬ من اب قهوه ای می خوام 17.gif من: 11.gif اب قهوه ای!!!!!!! خواهر البالو : چای می خوای خاله ؟؟؟ ايدين : 28.gif نـــــــــــــــــــــــــــــه ٬ اب قهوه ای می خوام 12.gif من: باشه جيغ نزن...چند دقيقه بعد يه فکر بکر زد به سرم ... من: مونا بيا يکم چای بريزيم تو اب بهش بديم 04.gif مونا : 04.gif ...چند دقيقه بعد تا ليوان رو گرفتيم جلوی ايدين با لگد زد زيرش و جيغغغغغغغغغغغ 12.gif17.gif من: اخه چی می خوای 15.gif مونا :شايد نوشابه می خواد 05.gif من: ايول٬ نوشابه می خواستی 04.gif ايدين : نه نه نه نه 12.gif17.gif12.gif17.gif من : 15.gif مونا: 15.gif .... من : اخه اب قهوه ای چيه ؟ اينا چی ميدن به اين بچه به اسم اب قهوه ای 33.gif اخر چون فکرم به جای قد نداد زنگ زديم به باباش : سلام ... اين اب قهوه ای چيه اين ايدين گير داده بهش 06.gif اون : 18.gif18.gif18.gif من : 12.gif  اون :...به به می بينم که گذاشته تون سر کار 04.gif من : اره ديگه بچه تو بهتر از اين نميشه...26.gif ...اون : هيچی نيست اب رو بريزيد تو شيشه قهوه ای ماءالشعير بديد بهش دهنش بسته ميشه 18.gif من: شما هم با اين بچه تربيت کردنتون 20.gif اون: بچه تربيت کردن تو رو هم می بينيم گيلاس خانوم 04.gif

خلاصه که فيلم قشنگی بود جاتون خالی 17.gif قربونتون 09.gif04.gif14.gif

با البالو اشتی کردم تحمل قهر ندارم 08.gif

/ 0 نظر / 5 بازدید